تبليغاتX
یه دختره دردونه


یه دختره دردونه

لحظه ها خاطره اند ... زندگی ... شوق تمنای همین خاطره هاست ...

دلم نمی خواد سلام کنم ! اشکالی داره ؟

بعد از ۷ ماه منم معضل بلاگر ها رو پیدا کردم ! ( راستی دیکته معضل درسته ؟  )

نمی دونم چی بنویسم ! 

از پس فردا هم که دوباره روز از نو روزی از نو ... 

میریم مدرسه ... مثل این بچه کلاس اولیا مامانم میگه بیا بریم وسایل بخر .

میگم نمی خوام . من یه دفتر پاپکو دارم همه رو تو اون می زنم .

بازم منو برد کفش خریدم . کیف خریدم .

بابام میگه یعنی تو واقعا هیچی نمی خوای ؟ میگم نه !

خلاصه ... اه ... دوباره می خوایم قیافه اون ناظم خوش برخورد و مودبمون رو ببینیم !

پارسال سر یه زنگ رقصیدن ۳ نمره از انضباطمون کم کرد ! 

خیلی حال داد خرداد همه شده بودن ۱۵ ۱۶ ۱۷ من شدم ۱۹ ! کلی بهشون خندیدم !

چقدر زود گذشت امسال سال آخره ! 

بابا واقعا این قافله عمر عجب میگذرد !

 انگار همین دیروز بود رفتم کلاس اول ! از همون اولش شر بودم ! سر جام بند نمی شدم !

تهدیدم می کردن میگفتن دفعه دیگه شیطونی کنی میگم بابات بیاد مدرسه !

ولی کو گوش شنوا !؟ منم می گفتم باشه منم حتما بابامو میارم مدرسه !!!

ای بابا ...

برام دعا کنید ... معدل امسال خیلی مهمه ... ۳۵٪ تاثیر داره ! 

تو آپ بعدی میگم مدرسه چه خبر !!!

 

حالا اگه مردین بگین ببینم این ماشین کدومتونه ؟؟؟

عمرن اگه مال من باشه !!!

 

صد دفه میگم درست رانندگی کنین ! 

+نوشته شده در جمعه 1386/06/30ساعت10:39 AMتوسط لادن | |

درود ...

امروز می خوایم تولد بگیریم .

تولد دوست جون جونیم جون جونیام      مریم  

مریم عزیزم

مریم خوبم

     تولدت مبارک

 

 دختر شبای پاییز

می مونم با تو همیشه

واسه من هیشکی تو دنیا

مریم خودم نمی شه ...

مریم پاییزیه من ... مریم پاییزیه من ....

امیدوارم سالهای سال زیر سایه پدر و مادر خوبت و خانواده گلت خوش باشی و سلامت ... !

 

 

قربونت برم عزیزه دلم ...

یه دنیا بوس ...  یه دنیا تبریک ...  یه بغل یاس سفید ...

بای تا بعد ...

+نوشته شده در یکشنبه 1386/06/25ساعت8:55 AMتوسط لادن | |

سلام . بابا به کی قسم ماشین لباسشوییه مال خودم بود . سر جهازیم بود . به هیشکیم نمیدمش !

حتی شما دوست عزیز !

خواهش می کنم اصرار نکنید !

بچه ها خیلی دوستون دارم خیلی ...

واین هم تقدیم به کسی که دلم برایش می تپد ... کسی که ذره ذره وجودم رو شور هستی بخشید ...

یخ می کنم

مثل شیرجه در آب سرد استخر ...

مثل لجبازی آبگرمکن

                                               هنگام دوش ...

 

یخ می زنم

                  لذت نفس نفس زدن

                                                 زیر فواره پارک

 

خنک می شوم

مثل مالیدن بستنی به صورت

مثل دویدن از زیر پل خنک آب

 

کیف می کنم

مثل چرت زدن

                    زیر کولر گازی ۱۸ درجه

مثل چرخیدن

                    میان گندم ها در مسیر باد

مزه سر خوردن یخ در گلو

شمردن ستاره ها

                             روی خنکی پشت بام

 

می لرزم

مثل خرد شدن یخ زیر دندان

مثل

 رفتنت...

 

 

شاد و آسمونی باشید ...

+نوشته شده در سه شنبه 1386/06/20ساعت8:27 AMتوسط لادن | |

سلام به همه . امیدوارم مثل همیشه گل و بلبل و لپ گلی باشید .

و این هم مقایسه دخترها  و  پسرها  :

 

وقتی یک دختر حرف نمی زند میلیونها فکر در سرش می گذرد

وقتی یک پسر حرف نمی زند حرفی برای گفتن ندارد

وقتی یک دختر بحث نمی کند عمیقاً مشغول فکر است

وقتی یک پسر بحث نمی کند حال و حوصله بحث کردن ندارد

وقتی یک دختر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر     با او خواهی بود  

وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند یعنی واقعاً گیج شده

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی اصلاً حال خوبی ندارد

وقتی یک پسر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی واقعاً حالش خوبه

             وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گوید

وقتی یک پسر به تو خیره می شود دو حالت دارد یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند توجه تو را طلب می کند

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو sms  می فرستد یعنی می خواهد تو اقلاً یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک پسر هر روز برای تو sms  می فرستد بدون که برای همه foreward کرده

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعاً دوستت داره

وقتی یک پسر به تو می گوید دوستت دارم ( بدون اولین بارش نیست آخرین بارش هم نخواهد بود )

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آیندش باشی

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیمشو گرفته اقلاً تو رو واسه یه هفته داشته باشه

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده یعنی هیچ کس در دنیا بیش از او دلتنگ تو نیست

 

 

 

زنگ بزنین اینجا ببینین این ماشین لباسشویی گمشده شما نیست ؟

 

 

 

باحاله نه ؟

 

شاد و خندون باشید 

 

 

+نوشته شده در شنبه 1386/06/10ساعت5:21 PMتوسط لادن | |