تبليغاتX
یه دختره دردونه


یه دختره دردونه

لحظه ها خاطره اند ... زندگی ... شوق تمنای همین خاطره هاست ...

سلام دوست جون جونیام 

خوبین خوشین ؟

اوه اوه امروز امتحان تاریخ داشتم !   یادم رفته بود دلایل جنگهای اول ایران و روسیه چی بود ؟

اه ۲ تا سوال داد از ۲۰ نمره فک کن !!!

اول یه چیزی بگم :

من کنفرانس دارم یه موضوع جالب و شنیدنی پیشنهاد کنین ! لطفاْ !

فردا هم جبر دارم ! واسم دعا کنید ...

آره خلاصه ...

جونم بگه واستون ... خب چی بگه واستون ؟!؟!؟! 

نمی دونم ...

اها ...

 

سمیرا جون ( رسپینای خودم )

      تولدت مبارک عزیزم 

 ایشالا صد سال زنده باشی گلم ...

راستی :   ما کیک می خوایم یالا ... یالا ...

مبارکش باشه ...

به میمنت و خوشی ...

بابای تا بعد گلکا ...

 

+نوشته شده در دوشنبه 1386/07/30ساعت1:23 PMتوسط لادن | |

دوست جونام سلام . خوبین ؟

من خسته شدم . نمی دونم چی کار کنم ؟!  اصلاْ دلم گرفته ...

دلم مهمونی می خواد ...

البته شاید بعد از ماه رمضون یه جا به قول معروف چتر باز کنیم !

خونه دوستم .

دعا کنین جور شه

دلم واسه یه نفر خیلی تنگ شده ... چند روز پیش رفت ... ولی امروز یه اثرایی ازش دیدم ... کلی شوکه شدم ... ! ( دقیقاْ به همین حالت  )  !

دلتنگ بودم ... دلتنگ تر شدم ...

چی کار کنم خب ؟ نمی تونم بی خیال شم ... تواناییشو ندارم ...

Love is some thing silent , but it can be louder than any thing when it talks

پ.ن 1: لطفا یه اس ام اس محترمانه برای تبریک عید فطر پیشنهاد کنین . آش نخورده و دهن سوخته . باید بخاطر یه سوء تفاهم از بابای یه بنده خدا عذرخواهی کنم . با اس ام اس

 

پ.ن 2 : تو رو خدا جواب بدین :

اگه دل یه نفرو بشکونین ( بد جوری ) بعد از یه مدت روی اینو دارین که برین عذر خواهی کنین ؟

 

عید فطر رو به همتون تبریک می گم

نماز روزه هاتون قبول ...

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/18ساعت7:21 PMتوسط لادن | |

دلم می خوامد واسه اولین بار اینجا درددل کنم ...

امشبم شب قدره ... آخریشه ... پریشب واسه همه دعا کردم ... به اسم ...

خدایا ...

رسپینا ... ایمان ... فرشاد ... شیما ... ندا ... ریحانه ...

خدایا مامان ...

خدایا بابا ...

به حق همین شب عزیز ... حاجت همه حاجتمندا ... منم بین همه اونا ...

خدایا سلامتی ... برکت ... نعمت ... شادی ... موفقیت ...

خدایا به هممون کمک کن ...

دارم می ترکم ...

چرا بعد از یه سال و یه ماه و ۵ روز دوباره همه چی اومده جلو چشام ؟ ...

چرا دوباره دارم فکر میکنم ؟ ...

دقیقاْ موقعی که نباید فکر کنم ...

موقعی که حواسم فقط باید پی کارام باشه ...

دلم تنگه ... خیلی تنگ ...

امروز بچه ها میگفتن تو یه دور سفت میگیری ... یه دور شل میگیری ... تکلیفت رو با خودت روشن کن ...

لادن لاغر شدی ...

لادن چرا معدت درد میکنه ؟ ...

لادن چرا واسه معدت قرص اعصاب میخوری ؟ ...

لادن چرا رنگت پریده ؟ ...

کجایی ؟ به چی فکر میکنی ؟ باز خل شدی ؟ ...

چی جواب بدم ؟؟؟ ...

واسم دعا کنید ... خواهش می کنم ...

 

روز اول شوخی شوخی جدی شد

شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتم تو بود ...

و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو ...

 

تنها مانده ام ... تنهای تنها ...

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/12ساعت6:27 PMتوسط لادن | |

سلام گل گلیا ... احوالات ... خوبین ؟

اول از مدرسه بگم ...

اون ناظم باحالمون بود ! (         ) واستون گفته بودم ... اون شده مدیر !!! 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییییی  !!! 

عوضش دوتا ناظم اومدن هوچی نوفهمن !  ( من به شخصه عذر خواهی می کنم ولی به قول بچه ها باقالی بهشون میگه دسخوش  !     )

آها اینم بگم که گفته بودم ما ۴ تا دوستیم . پارسال از انضباطمون کم کرده بودن  !

کاملا اتفاقی ۴ تایی با هم افتادیم تو یه کلاس ! به کوری چشم هر کی نمی تونه ببینه !

از جمله دبیر فیزیکمون ! البته بماند که بقیه معلم هامونم کم کپ نکرده بودن !

ولی خب یکی از مامانا یه جوری قسممون داد که حسابی چسبیدیم به درس !

گفت : جون دوست پسراتون درس بخونین !

عجبا ... ببین تو روخدا آدمو به چه چیزایی وادار می کنن !

بابا به خدا ما درس می خونیم ... معدلامون همه بالای ۱۸ شد .

بماند که پارسال کم درس خوندیم که معدلامون رفت رو ۱۸ ولی خب ! بابا به ریاضی فیزیکیا که نمره

نمیدن ! امسام خوشحالمون کردن گفتن بالاترین نمره کلاسی ۱۹ می باشد ! 

داشتم تو کوچه مدرسه فیزیک می خوندم پسره برگشت بهم گفت بابا روز سوم مهر بازم خرخونی !

اون یکی برگشت گفت اینا دیگه از خر گذشتن ! 

آی می خواستم برگردم دو تا چیز بهشون بگم ! خیلی جلوی خودمو گرفتم !

بعد رفتم جلوتر دیدم صدای جز و التماس میاد ... ! پسرا رو گرفته بودن !

آخه مدرسه ما چسبیده به کلانتریه !

آی من حال کردم ! از صمیم قلب شاد شدم ! 

اصلا انگار این آقایون محترم اگه روزی به یه دختری تیکه نندازن زبونشون تاول می زنه !

سرتون رو درد نیارم ...

اینم تقدیم به شما دوستای گلم ...

چه زیباست برای کسی که می خواهد صیغه های توانستن را صرف کند و به

داشتن برسد داشتن اهورایی زیبا خالص و پاک . داشتنی که توام با فروتنی

است و نیز اخلاص ...

که اگر دوستی با اخلاص باشد دوست را به دوست شبیه می سازد...

                                     « دکتر علی شریعتی » 

 

اینم یه نوع دوستیه دیگه ! 

مواظب باشین دوستاتون زنده به گورتون نکنن ! 

+نوشته شده در جمعه 1386/07/06ساعت9:32 AMتوسط لادن | |