تبليغاتX
یه دختره دردونه


یه دختره دردونه

لحظه ها خاطره اند ... زندگی ... شوق تمنای همین خاطره هاست ...


سلام

این دفعه زودتر ایمدم ...

راستش داشتم واسه ماشین ثبت نام اینترنتی میکردم

گفتم بیام یه ابراز وجود کنم ...



فشار داره بیشتر و بیشتر میشه ...

76 روز تا کنکور ریاضی ...

احساس میکنم هیچی نخوندم و هیچی بلد نیستم ...

دیروز کتاب زرد قلم چی گرفتم بلکه جمعشون کنم ...

امیدوارم کم نیارم ...



خدایا فقط ارادمو قوی کن ...

فقط بهم صبر و قدرت بده ...


خدایا کمکمون کن .



دوستون دارم ...


یه روزی برمیگردم و دوباره همه دوستامو جمع میکنم ...


آسمونی باشید ...



+نوشته شده در جمعه 1388/01/21ساعت9:59 AMتوسط لادن | |


شاید ایست قلبی بابابزرگم بعد از تحویل سال ...

و احیا کردنش اونم با دستای لرزون خودمون یه شوک اساسی واسه همه بود .


این روزا واسه همه عید بود و واسه ما ...

بیمارستان و اورژانس و دکتر و دارو .... و دعا .

واسه خیلیا آجیل و شکلات و عیدی و شادی ...

واسه ما گریه و رنگ و روی پریده و داغونی ...



این روزا دکترا رو واگذار کردیم به خدا ...

تو روزای مرگ و زندگی واسه ما هیچ پزشکی تو این

مملکت خراب شده وجود نداشت که به داد ما برسه...


یعنی اگه خدایی نکرده ، زبونم لال اتفاقی واسه باباییم میفتاد

خودم با دستای خودم اون دکتری رو که رو هوا شیفت و تحویل

گرفته بود و میکشتم ...


شیفت و تحویل گرفته بود و معلوم نبود کدوم گوریه ...

ما بودیم و یه مریض بدحال و 4 تا پرستار و یه بیمارستان ...


قربون بیمارستانای خصوصی خودشونم برن که مریض این شکلی و

با این حال پذیرش نمیکنن ...

چون ممکنه بمیره و بیمارستانشون بدنام بشه ...


همتونو واگذار میکنیم به همونی که جای حق نشسته ...



******************************************


خسته ام ...

خیلی ...

خیلی ...

کنکور .. باباییم ... زندگی ... خودم ... خودم ... خودم ...


+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++


نیستیم ...

به دنیا می آییم ...

عکس یک نفره میگیریم !

بزرگ میشویم ...

عکس دونفره میگیریم !

پیر میشویم ...

عکس یک نفره میگیریم !

        و بعد ...

                   دوباره باز ...

                                  نیستیم ...



واسم دعا کنید ...

 واسه باباییمم دعا کنید ...

ایشالا دفعه بعد با روحیه بهتر بر میگردم ....



آسمونی باشید ...






+نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/12ساعت12:12 PMتوسط لادن | |