|
دلایل آزار مردان توسط زنان اگر با کفايت و تدبير کافي با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنيد رفتارهاي آزاردهنده آنها چندان هم غيرقابل تحمل به نظر نمي رسد. تنها شانس شما اين است که خود را با آنها وفق دهيد شما هم رفتارهاي رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را داريد، هيچ انساني کامل نيست، و من فکر مي کنم اين مطلب تنها چيزي است که هم خانم ها و هم آقايون مي توانند بر سر آن به توافق رسند. ____________________________________ 10- بس دیگه تا اینجاشم اگه امشب سر و کارم با زباله ها نیفته باید کلامو بندازم هوا ! خانوما ... همتون ماهید ! ( با همکاری یه دوست ) +++++++++++++++++++++++++++++++++ سامیلیکم احوالات ؟ خوبین ؟ خوشین ؟ سلامت باشین ایشالاااااااااااااااااااااااااااا ! آقا این روزا خفن دنبال کارم و خفنم پای کامپیوتر و کاراش ... کارت ویزیتم زدم ! دیروز تو بچز یه دعوای خفن شد سر یه آدمه عوضی ... رفع شد ... امیدوارم از بیخ حل شده باشه ... .. دیگه مثل اونروزا مدرسه هم نمیریم که بیام از آتیش سوزوندنامون تعریف کنم ... همش یا خونه ایم یا پیش همم که هستیم مساله خاصی واسه تعریف کردن نیست که بگم . یه سری مسائلی هست ولی باید قطعی بشه تا بگم ... به قول بچه ها نه به باره نه به داره ... ولی احتمالاْ هم به باره هم به داره ! واسم دعا کنید منم اگه لایق باشم دعا میکنم ... دوستون دارررررررررررررررررررررررررررررررررم فعلا من رفتم +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ پ.ن : بابایی حتمنه حتماْ حواسم هست به بچزم گفتم منتظره یه فرصتیم . پ.ن : کی میدونه ورژن جدید 3Dmax , photo shop چنده ؟؟؟ بگید لطفاً ! نمیدونم خب ! بعد از تحریر : با تشکر از دوستای خوبم ... ورژن جدید فوتوشاپ ۱۱ ( cs 3 ) و 3Dmax 2008 هستش اگه بازم درست یادم باشه ! بازم ممنون .
*** ۱۸+ بشوییییییییید ! یك شب كه من و همسرم توی رختخواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی كه احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر میشد یك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصلهاش رو ندارم فقط میخوام كه بغلم كنی." چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان كرد و چون نمیتونست تصمیم بگیره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینكه ست تكمیل بشه توی قسمت كفشها برای هر دست لباس یك جفت هم كفش انتخاب كردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یك جفت گوشوارهای الماس. "هرچی عوض داره گله نداره." سیلام . احسنت به ذکاوت این مرد ! به جای اینکه قهر کنه و پاشه رختخوابشو جدا کنه یه طور دیگه بهش فهموند ! خب چی خفلا ؟ میبینم که هوشششششکی نیست بابا ! واسه شونصدتا از قدیمیا کامنت گذاشتم فقط شیش تاشون بودن و ایمدن ! ولی بازم درود به همون شیش تا ! یک هفته ای در تهران به سر میبردم ... هوا آلوووووووووووووووووووووووووده نبود زیاد ! فقط ۳شنبه تهران افتضاح بود ... بیرون بودیم قلبمون درد گرفته بود دخترخالم میگفت هرکی تونست تا خونه نفسشو بگیره !!! کلی کادو گرفتم ... یه کوله توپ .. یه دست تاپ و شلوارک سبز ! ... یه ببعی که اسمشو گذاشتم گیگیلی ! همون ببعی زرنگه که کارتونشم هست اسمشم نیدونم چیه ! کارتونشو تو رنگین کمان میده ... البته شبکه تهران ! دیگه ... پولم گرفتم ... ولی الان هیچی ندارم شدیدنم پیل لازمم ! بیخیال ... جور میشه ... آها دوتا مانتو هم گرفتم ... از این طرح ایرانیا ! از اینا که من تاحالا نپوشیدم ! ولی میخوام بپوشم ... نازن ... ولی باید تنگ شن ... یه مکعب روبیکم گرفتم ... وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدا خل شدم ... درست نمیشه ! ۸ تاش درست میشه یکیش میمونه ! دیوونه شدم ! باشه ... من بیرم که کلی کار دارم .. مواظب خودتون باشین دوست جونیام ... فعلاْ ... ********************** احتمالا زنه این بوده موقعی که از خرید برگشتن ! به به ! ********************************* پ.ن : شلوارت خیلی قشنگه ... GUCCI پ.ن : رفتنت با قاعده این بازی جور در نمیاد ! واسه من که قابل هضم نیست ... گفته باشم ..!
سلام من برگشتم . دلم خیلی هواتونو کرده ... انقدر دلتنگ بودم ... انقدر دلم بلاگ و نوشتن میخواست ... ولی نمیشد ... دست و پام بسته بود ... اوایل کنکور شل گرفتیم فک کردیم بچه انیشتینیم ! اواخر مجبور به ..خونی شدیم ... ایشالا که نتیجشم خیره ... ما تلاشمون رو کردیم ... اومدم آرشیوامو خوندم . احساس میکردم چقدر دوستون دارم ... دلم واسه بچه ها تنگ شده ... واسه میلاد نهاوندچی که اون موقع ها دو من سه من کامنت میذاشت ... واسه دایی احمدم که کلی دوسش دارم ... و هیچ خبری ازش نیست ... واسه نوید ... نوید اون موقعها عاشق یه دختره بود ... امیدوارم به هم رسیده باشن ... واسه طناز ... اوایل بلاگر شدنم ازش خیلی کامنت داشتم ... شعرای قشنگی مینوشت ... واسه همه اونایی که میومدن مشخصاتشون رو مینوشتن و شماره تلفن میذاشتن و میگفتن با من تماس بگیر ! انگار دارن رو انسرینگ پیغام میذارن ...! واسه رسپینای گل و نازم که خیلی دوسش دارم ... واسه ایمان عزیزم که تا جایی که میتونستم میرفتم پستاشو میخوندم ... واسه استاد احد حصاری نازنین ( بابایی گلم ) که سعی میکردم بهشون سر بزنم ... واسه بابابزرگ عزیزم که وقتی پدربزرگم فوت کرد با حرفاش تسلی خاطرم داد ... واسه مهرداد ، احسان ( پرستوی ماجر ) ، فرشاد عزیزم که یه روزنامه نگاره گله ، واسه فرزام عزیز برادر خوب فرشاد ... دلم واسه خودم ( رفیق ) هم تنگ شده ... قلمش مثل من بود ... واسه آلفرد ... چتری برای دو نفر ... ذهنم یاری نمیکنه اسم همتون رو به خاطر بیارم ... ولی دلم واسه همتون تنگیده ... من حتی دلم واسه نهال حیرت هم تنگ شده ... خیلی ... دوباره جمع میشیم ... من ، شیما ، ندا ، نیلوفر با همه شماها ... اومدم که دوباره گرد هم جمع شیم ... اومدم که بمونم ... گرچه خیلی ها رو نمیتونم پیدا کنم ... ولی تمام سعیمو میکنم ... میخوام دخترک دردونه من دوباره نفس بکشه ... اینجا زیاد خاک گرفته ... باید بهش برسم ... میام پیشتون ... پیش همتون ... دوستون دارم اندازه قدیما ... شاد و آسمونی باشید گلکای من ... پ.ن : کنکور ! ... هم تموم شد . بعد از تحریر : مرگ مایکل جکسون سلطان رقص جهان بسی ما را شگفت زده کرد ... تسلیت بر طرفدارانش ...
وقتی زندگی در من متولد شد آخرین کسی بودم در خانواده ام که زندگی به سراغش آمد . وقتی زندگی در من متولد شد ... می گریستم زیرا نمیدانستم پایان زندگی ام کجا و چگونه خواهد بود . وقتی زندگی در من متولد شد با بلعیدن اولین قطره شیر مادر لبخند بر لبانم نمایان شد زیرا احساس می کردم که در این جهان بزرگ تنها و از فرشته ای به نام مادر متولد شده ام . ولی آن روز من تنها نبودم و دیگرانی نیز بودند که فرشته زندگی بر فراز سرهایشان پایکوبی می کرد . و زمانی که من متولد شدم فرشته کوچک سپیدی در گوشهایم نجوا کرد : از امروز شادی و غم در تو متولد خواهد شد ... پس به هوش باش . ... * جبران خلیل جبران * ================================ رسیدم به یه سوم تیر دیگه ... عمر آدم عین باد میگذره ... گرچه اینجا رو روبه راه کردم ولی هنوز تنهام چون هیشکی خبر نداره من برگشتم ... پس خودم به خودم حال میدم و میگم : عزیزم تولدت مبارک ایشالا صد سال زنده باشی ... سلامت باشی ... کنکور قبول شی ... ایشاللللللللا ! دلم واستون تنگیده هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ! مگه یادتون رفته که هنوزم عخش منین ! برمیگردم ... زوده زود ! ۵شنبه کنکور دادم بعدش میام ... حتماْ . پس فعلاْ.
|
About
آدمک آخر دنیاست بخند Archivesمرداد 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 Links
30- شکایتم چه سود ؟
بی بی سی فارسی |